حمله به فرودگاه صنعا معادلات یمن را وارد مرحله جدیدی کرد. این اقدامی است که از نظر بسیاری به آتش بس شکننده پایان داد و با افزایش احتمال گسترش درگیری به باب المندب و هرمز، امنیت منطقه و بازار جهانی انرژی را تهدید کرد.
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجویان; حمله به فرودگاه بین المللی صنعا صرفاً یک عملیات نظامی علیه زیرساخت های غیرنظامی نبود. بلکه پیام روشنی است که بحران یمن وارد مرحله جدیدی شده است. گامی که شاید معادلات امنیتی منطقه را بیش از هر زمان دیگری تغییر دهد. بسیاری از ناظران بر این باورند که این اقدام نه تنها دستاوردهای چندین ساله کاهش تنش ها را از بین برد، بلکه شرایطی را ایجاد کرد که می تواند دامنه درگیری را فراتر از مرزهای یمن گسترش دهد و بر امنیت انرژی و تجارت جهانی تأثیر بگذارد.
با توجه به صحبت های غرب مبنی بر لزوم حفظ ثبات منطقه، حمله به یکی از مهمترین نمادهای حاکمیت یمن این سوال را مطرح می کند که آیا واقعاً برخی از طرف های منطقه ای و خارجی در راستای گسترش بحران حرکت می کنند؟ بسیاری بر این باورند که این اقدام، به جای موفقیت نظامی، یک اشتباه استراتژیک بود که میتواند هزینههای هنگفتی را برای عربستان سعودی و حامیانش به همراه داشته باشد.
پایان دوره شکننده صلح
در چهار سال گذشته اگرچه جنگ در یمن به طور کامل متوقف نشده است، اما از شدت درگیری ها نسبت به سال های اول جنگ کاسته شده است. این موضوع امیدهایی را برای برقراری آتش بس و حرکت به سمت راه حل سیاسی ایجاد کرده است.
اما حمله اخیر به فرودگاه صنعا، به گفته بسیاری از ناظران، آخرین نشانه های این صلح شکننده را از بین برد. این حرکت در صنعا عبور از خطوط قرمز محسوب می شود و می تواند قوانین جدیدی را در میدان جنگ تحمیل کند. قوانینی که دیگر محدود به اختلافات محدود مرزی نخواهد بود.
در چنین حالتی، پاسخ بالقوه انصارالله لزوما محدود به هدف قرار دادن فرودگاه نخواهد بود، بلکه می تواند زیرساخت های اقتصادی و نظامی و حتی مسیرهای تجاری دریایی حیاتی را نیز در بر گیرد.
صنعا امروز با سال های قبل از شروع جنگ متفاوت است
جنگ یمن در سال های گذشته برخلاف انتظارات ائتلاف سعودی نه تنها منجر به از بین رفتن قدرت نظامی انصارالله شد، بلکه تجربه و توسعه قدرت دفاعی و تهاجمی این جنبش را افزایش داد.
قدرت موشکی، پهپادی و نیروی دریایی انصارالله به عاملی تعیین کننده در معادلات امروز منطقه تبدیل شده است. این را حملات موفقیت آمیز به تاسیسات نفتی عربستان در سال های اخیر و عملیات های انجام شده در دریای سرخ در طول جنگ غزه به خوبی نشان داد.
بنابراین دیگر نمی توان صنعا را یک بازیگر بومی دانست. امروزه این بازیگر قادر است امنیت یکی از مهم ترین آبراه های جهان را تحت تاثیر قرار دهد. این موضوعی است که جایگاه آن را در معادلات منطقه ای بسیار بهبود بخشیده است.
باب المندب; برگ برنده ای که اهمیتش کمتر از هرمز نیست
در حالی که توجه رسانه های غربی عمدتاً معطوف به تنگه هرمز است، باب المندب نیز یکی از مهم ترین شاهراه های تجارت جهانی محسوب می شود. بخش بزرگی از تجارت بین آسیا، اروپا و آفریقا از این مسیر می گذرد و هرگونه اختلال در آن می تواند زنجیره تامین جهانی را با مشکل مواجه کند.
اگر دامنه درگیری ها به باب المندب هم کشیده شود، هزینه آن نه تنها بر یمن یا عربستان سعودی تاثیر می گذارد، بلکه اقتصاد جهانی نیز با افزایش هزینه حمل و نقل، رشد قیمت انرژی و اختلال در تجارت بین المللی مواجه خواهد شد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که حمله به فرودگاه صنعا در واقع نشان دهنده دستکاری در امنیت یکی از حساس ترین مسیرهای دریایی جهان است.
هرمز؛ اهرم بازدارندگی ایران
در سوی دیگر منطقه، تنگه هرمز همچنان مهم ترین نقطه استراتژیک خلیج عربی محسوب می شود. بخش بزرگی از صادرات جهانی نفت از این آبراه میگذرد و به همین دلیل امنیت آن همواره بخشی از معادله بازدارندگی ایران بوده است.
تهران بارها اعلام کرده است که امنیت هرمز جدا از امنیت ملی ایران نیست و هرگونه تهدید علیه این کشور می تواند امنیت این جاده را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
این موضوع طی سال های گذشته آمریکا را بر آن داشته تا حضور نظامی گسترده ای در منطقه داشته باشد. حضوری که علیرغم هزینه های زیاد، نتوانسته نگرانی های واشنگتن در مورد امنیت انرژی را برطرف کند.
بسیاری از ناظران بر این باورند که اگر فشارها بر باب المندب و هرمز به طور همزمان افزایش یابد، اقتصاد جهانی با بحران بی سابقه ای مواجه خواهد شد. این بحرانی است که در درجه اول بر کشورهای صنعتی غرب فشار وارد می کند.
چه کسی بحران را آغاز کرد؟
ایران همواره تاکید کرده است که بحران یمن راه حل نظامی ندارد و تنها از طریق گفتگو قابل حل است. تهران در همین زمینه اتهامات آمریکا در خصوص انتقال تجهیزات نظامی به یمن را رد و آنها را فاقد هرگونه سند معتبر دانست.
از دیدگاه ایران، آنچه امروز منطقه را به سمت بیثباتی سوق داده است، ادامه سیاست فشار، حملات نظامی و حمایت واشنگتن از عملیاتهایی است که نه تنها به صلح کمک نکرد، بلکه بحران را نیز پیچیدهتر کرد.
از سوی دیگر، آمریکا همچنان در تلاش است تا ایران را عامل اصلی بی ثباتی معرفی کند. روایتی که حقایق میدانی را منعکس می کند با توجیه تداوم حضور نظامی واشنگتن در منطقه سازگار است.
پادشاهی عربستان سعودی؛ هزینه های بالای تصمیم گیری
ریاض در سال های اخیر سعی کرده تصویر جدیدی از خود به عنوان کشوری در حال توسعه، امن و جذاب برای سرمایه گذاری ارائه دهد. پروژه هایی مانند NEOM، توسعه گردشگری و جذب سرمایه خارجی ستون اصلی چشم انداز اقتصادی این کشور را تشکیل می دهند.
اما هرگونه بازگشت به جنگ همه جانبه چالشی جدی برای این طرح ها ایجاد می کند.
تاسیسات نفتی، بنادر، فرودگاه ها و مراکز اقتصادی در عربستان سعودی اهدافی هستند که در صورت تشدید درگیری ها ممکن است مورد تهدید قرار گیرند. تجربه حملات سال های گذشته نیز نشان داده است که هیچ سیستم دفاعی نمی تواند امنیت کامل این زیرساخت ها را تضمین کند.
از سوی دیگر افزایش ناامنی سرمایه گذاران خارجی را نسبت به آینده اقتصاد عربستان مردد خواهد کرد. این موضوعی است که می تواند میلیاردها دلار بر اقتصاد این کشور تحمیل کند.
واشنگتن طی سالهای گذشته با شعار حفظ امنیت منطقه، حضور نظامی خود را گسترش داده است، اما نتیجه این سیاست، به گفته منتقدان، چیزی جز افزایش تنش، گسترش بیثباتی و تشدید رقابتهای منطقهای نبوده است.
حمایت آمریکا از عملیات نظامی متحدانش نه تنها منجر به پایان بحران یمن شد، بلکه باعث تقویت بازیگرانی شد که امروزه توانایی تأثیرگذاری بر امنیت دریایی و انرژی در جهان را دارند.
بسیاری بر این باورند که ادامه این رویکرد بیش از آنکه به نفع واشنگتن باشد، هزینه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای ایالات متحده به همراه خواهد داشت. به خصوص اگر بحران به روش های حمل و نقل انرژی نیز کشیده شود.
منطقه در شرف تغییر توازن است
تحولات اخیر نشان می دهد که منطقه خاورمیانه وارد مرحله جدیدی شده است. مرحله ای که دیگر تنها با برتری نظامی قابل مدیریت نیست.
بازیگران منطقه ای امروزه ابزارهای مختلفی برای اعمال فشار در اختیار دارند. از قدرت موشک ها و پهپادها گرفته تا مسیرهای راهبردی دریایی نافذ. این موضوع باعث شده است که هر اقدام نظامی عواقبی فراتر از میدان جنگ داشته باشد.
در چنین شرایطی، حمله به فرودگاه صنعا به جای تضعیف جبهه مقابل و وارد کردن منطقه به چرخه تشدید تنش، میتواند انگیزه و مشروعیت بیشتری برای واکنش متقابل ایجاد کند.
حمله به فرودگاه صنعا نشانه قدرت نیست، بلکه نشانه شکست استراتژیک سیاستی است که سال ها بر فشار نظامی تکیه کرده است. در صورت تداوم این روند، احتمال سرایت درگیری از یمن به دریای سرخ، باب المندب و حتی دیگر آبراهه های استراتژیک منطقه نیز منتفی نیست.
بنابراین، تحولات اخیر را می توان هشداری جدی برای همه بازیگران منطقه تلقی کرد. هشداری که روشن می کند ادامه سیاست های تنش زا نه تنها امنیت یمن، بلکه ثبات کل منطقه خاورمیانه و اقتصاد جهانی را در معرض خطر بزرگی قرار می دهد.
